خرید بک لینک
حس و حالم خوش نیست همه چی داغونه یکی باید باشه تو رو برگردونه گم گورم دورم گیج و ویجم خسته ام بس گه پای پلکمو به دل در بسته ام پشت سر ویرونه رو به رو دیواره داره از ابر سیا درد سر میباره دل مغرور اما دست و پا نمیزنه سنگ از آسمون بیاد صخره جا نمیزنه چشاتو به روم ببند خدا چشمش بازه زندگی با گره هاش آدمو میسازه اگه رفتن نرسیدن توی تقدیر منه جرم بی بخشش من اگه عاشق شدنه اگه نیمه جونمو دارم از دس میرم پامو پس نمیکشم تو رو پس میگیرم هر کی دل ببره از کوچه ها قد میکشه هر کی آسمونیه لایقه ستایشه برچسبها: ستایش , دوری

برچسب: متن,اهنگ,سریال,ستایش, نویسنده: بهار نوری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 0:35

از من دیگر اثری در آینه نیست

پیدا کن تو مرا این فاصله چیست

ای معنی شعرِ ترِ من

پرواز جاری در پرِ من تو بیا تو بیا

سرگردانم بر سرِ کویت

شب میبارد از سرِ مویت

نداری خبر ز حالِ من نداری

که دل به جاده میسپاری

سحر ندارد این شبِ تار

مرا به خاطرت نگه دار

مرا به خاطرت نگه دار

برچسب: ترانه,همیشه,ماشین,میداشتیم, نویسنده: بهار نوری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 0:35

امشب ای ماه به درد دل من تسکینی آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چها می بینی تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی من مگر طالع خود در تو توانم دیدن که توام آینه بخت غبار آگینی باغبان خار ندامت به جگر می شکند برو ای گل که سزاوار همان گلچینی نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید که کند شکوه ز هجران لب شیرینی تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی کی بر این کلبه طوفان

برچسب: اشعارشهریار, نویسنده: بهار نوری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 0:35

بنام خدای خالق زیبایی های فصل بهار وبهارخانوم ماروز عید فطر امسال من وآقامون رفتیم شیراز واونجا بود که خبردادن بهارخانممون که کللللللی منتظر به دنیا اومدنش بودیم چشماشو به روی دنیا باز کرده وقدم رو چشای ما گذاشته الهی من فدای خواهرزاده ی عزیزم بشم که هنوز نتونستم ببینمش وفقط عکسای خوشگل موشگلشو دیدم عروسکمونوخبر دادن بچه های خونمون تا ساعت چهار صبح باهاش بازی میکنن ونمیذارن بیچاره بخوابه منم انشالله جمعه که میشه بیست وسوم رفتم خونه اول یه تولد برا اقایی میگرم و بعدش میرم بهارمونو ببینم فداش بشم فرشته ی کوچولومونو قرار بود بهار بشه اسم دختر من ولی اجی کلثوم جرزنی کرد و سرقت ادبی کرد و اسمو گذاش

برچسب: تولد,بهارجانم, نویسنده: بهار نوری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 0:35

شب میلاد تو ای دوست برای دل من

شب میلاد همه خوبی هاست

دل من امشب ازاین حادثه خوش لبریز

دامن افکارم

پر گل های خیال تو شده است

تک تک گل ها را یک به یک می بوسم

و به دل می دوزم

گرچه دوریم از هم

دلی از عاطفه لبریز و پر از عطر امید توشه ی راهت باد


برچسبها: زهرا , تولد , تیر

برچسب: تولد,اجی,ومهربونم,زهراخانم, نویسنده: بهار نوری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 0:35

بنام خداامروز تولد یکی ازعزیزترین ادمای زندگی منه کسی که کلی خاطرات تلخ وشیرین باهم گذروندیم وهیچوقت نتونستم دوستش نداشته باشم اونم کسی نیست جز اقامون وتاج سرمون سیدابوالفضل گل وبامرام ... امروز من اصفهانم وتاجمعه ی هفته ی دیگه هم امتحانات ترم دوممه ومن ازاین بابت خیلی غصه میخورم دیروز رفته بودم تو باغ دانشگاه که بخونم ولی اونقده دلم گرفته بود وگریه کردم....مث روزای اولی که اومده بودم دانشگاه واونطوری بی وقفه تو سردی وزردی پاییز روحم مرد... یادمه همیشه اون روزای اول ترم یک اهنگ هایده به نام پاییز روگوش میدادم و اون شعر گوگوش که میخوند اون پرنده تو بودی پیرهن ابرو درید رفت وگم شد تاغروب رفت و

برچسب: تولد, نویسنده: بهار نوری تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 0:35

صفحه بندی